على اصغر شميم

554

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

بهار ، « معجزه‌ى سياسى » در آن لحظات حساس و بحرانى كه ارتش روسيه‌ى تزارى تا چند كيلومترى پايتخت پيش آمده و سپاه عثمانى قصد حمله به تهران را داشت و باراتف ، فرمانده‌ى سپاه روس در پايتخت ما همه كاره شده بود فكر انتقال شاه و هيئت دولت از تهران به مازندران در ميان رجال و زمامداران قوت گرفته بود . انقلاب روسيه ، چنان‌كه در بالا گفته شد ، دستگاه جنگى روس را در ايران از كار انداخت و حكومت مشروطه جوان ايران از فشار طاقت‌فرساى ديپلماسى و مزاحمت روزافزون اشغالگران روسى آسوده شد . ملك الشعراى بهار درباره حوادث بعد از انتشار خبر انقلاب روسيه در ايران چنين مىنويسد : « روزى در مسجد شاه جمعى از دموكرات‌ها گرد آمده بودند و من برحسب اشاره انجمن مخفى حزب دموكرات ، براى آن‌ها حرف مىزدم . يكى از سخنان من اين بود كه گفتم دو دشمن از دو سو ريسمانى به گلوى كسى انداختند كه او را خفه كنند ، هركدام يك سر ريسمان را گرفته مىكشيدند و آن بدبخت در ميانه تقلا مىكرد . آنگاه يكى از آن دو خصم سر ريسمان را رها كرد و گفت اى بيچاره من با تو برادرم و مرد بدبخت نجات يافت . آن مرد كه ريسمان گلوى ما را رها كرده ، لنين است ! » آنچه را در اين مورد مىتوان بر نوشته‌ى شادروان بهار افزود ، اين است كه بلافاصله پس از رها شدن دست روسيه‌ى تزارى از ريسمانى كه به گلوى ملت ايران انداخته بودند ، خصم ديگر يعنى بريتانيا با زبردستى و چالاكى دست ديگر خود را از آستين ناجوانمردى بيرون آورد و كارى را كه با همكارى روسيه‌ى تزارى براى اختناق ايران آغاز نموده بود ، خود به تنهايى دنبال كرد و از اين پس تنها امپراتورى بريتانيا بود كه با هردو دست خود دو سر طناب را مىكشيد ، با اين تفاوت كه سياست خشن و ناهنجار روسيه‌ى تزارى در كشيدن طناب مجال نفس كشيدن را به ايران نمىداد . اما ديپلماسى بريتانيا به اراده‌ى خويش و برحسب مقتضاى زمان گاهى دو سر طناب را به شدت مىكشيد و گاهى اندكى آن را رها مىكرد تا از عامل زمان كه انگليس‌ها آن را يكى از مهم‌ترين عوامل موفقيت در اجراى مقاصد خود شناخته‌اند ، استفاده كرده باشند . 5 - مهمترين اثر واژگون شدن رژيم تزارى روسيه و روى كار آمدن رژيم شوروى سوسياليستى كه درست در جهت مخالفت كاپيتاليزم بريتانيا پيش مىرفت ، اين بود كه بريتانيا را در برابر يك مسئله‌ى جديد سياسى قرار داده و آن مبارزه با ايدئولوژى رژيم شوروى در سراسر مرزهاى روسيه و از آن جمله در طول مرزهاى دو هزار و پانصد كيلومترى آن كشور با ايران بود . بريتانيا اين مبارزه جدى را در رأس برنامه‌ى اساسى ديپلماسى خود قرار داد .